زندگی تر تمیز

امروز تعطیل بود یه سری کار کردم . مشکل اینترنت اذیت می‌کنه مثل همیشه از خونه . نمیشه کار کرد مال مفت و اسب پیشکشی رو که نمیشه دندونش رو شمرد . گاهی حال بده استفاده میکنیم . ۵۰ تا همین مارو میندازه جلو .

یه ساکی ورزشی دارم ده بار تا الان دوختمش . وسایلمو میزارم توش با خودم میبرم محل فعالیت و کار .

با دختره دکتره اختلاط می‌کنیم با دخترای این دوره زمونه فقط از در قدرت برو جلو . اگه کرنش کردن میتونی صمیمی بشی اگه نکرد میتونی تخریبش کنی . نابودی عاقبت پسریه که انتظار ترحم داره از زن .

حتی اگه زن رو از دست دادی بهتر از اینه جلوش خورد بشی و نامحترم بعد لگد مال ولت کنه.

دلیلی که امشب دلتنگ بودم و اومدم یه چیزی بنویسم این بود هرچند خیلی بی تابی میکنم اما حالیم نیست یه موضوع خیلی مهمی تو دنیایی که خیلی ها دارن کارگری میکنن من این چند ماه اینده می‌خوام تلاش کنم از مسیر حمالی بیام تو حرفه خودم مشغول خودم بشم باباجان این سخته . باید قبول کنی‌کسانی هم که این راه رو رفتن تاوان دادن . وقتی با این دختره صحبت میکنم عکس خونه اش رو میبینم میگم خدایا یه روزی میشه منم یه زندگانی و خونه خوب و شیک داشته باشم واسه خودم . من که یه بار کردم دوباره موندگار بشم و باقی این بار تو یه وضعیت خوب .

چی میشه منم یه ماشین خوب داشته باشم . زندگانیم قشنگ بچرخه . ترتمیز زندگی کنم .

دیروقته یه مقدار دیگه کار کنم باید بخوابم .

استوار چون کوه

همیشه سعی کن نکات مثبت زندگی رو در نظر بگیری . زندگی تو وجودش همیشه پر از موقعیته و نعمت . هرچند اینجا برای بیان درد و دل هایی که هیچ موقع شنیده نشد. با خانوم دکتری دیروز صحبت میکردم از تو چت . عکس خونشو دیدم . هم دپ شدم که عجب خدایا چرا راه و مسیر من هموار نشد .‌چرا من نتونستم یه خونه و چهار دیواری خوب داشته باشم . مگه من کم زحمت میکشم .

گاهی آدم باید هدف گذاری هاش رو با دقت انجام بده . وقتی رویایی نداشته باشی هیچ انرژی و تمرکزی هم برای هدفت نمیزاری . من که یکبار رسیدم به اونی که تو ذهنم بود .

باز هم یه بار دیگه می‌خوام با انرژی و قدرت تمرکز کنم و هرجور شده حقمو از زندگی بگیرم . مگر نه اینکه زندگی کوتاه اگه دنبال اهداف نباشی و تلاش کنی زندگی میشه بی معنی .

چرا باید شرمنده باشی برای خونه و ماشین خوب و استایل زندگی مناسب. اون سگ صاحاب مستب رو ساختن برای یکی مثل من .

یه بزرگی می‌گفت مهم نیست تو زندگی و بیزینس چندبار شکست میخوری همین که یکبار پیروز بشی برگ رو عوض کردی.

تو این چند روز آینده می‌خوایم تلاش کنیم کار رو جمع کنیم بعد حدود دوسال و خورده ای. به تازگی دوسالگی کار تموم شد وارد سال سوم شدیم . حالا باید محکم بریم تو مارکت.

تنها چیزی که حیرت زده ام می‌کنه انرژی که با وجود همه ناراحتی ها تلخی ها بی پولی ها شکست ها تنهایی ها منو وادار رو به جلو کرده تا اینجا . اصلا شوخی نیست روزی ساعت ها کار . جمع کردن پول و هزینه کردن برای کار . کارگری کردن و نخوابیدن برای کار . باز تو سه سالگی بجنگی و دست برنداری. فارق از هر نتیجه ای به استمرارت و جنگیدن غبطه میخورم . تو هیچ پروژه ای تو زندگیم این قدر استواری و استمرار نکرده بودم .

مطمئن باش لیاقت اون ماشین و خونه ای که تو آرزوته رو از تمام شهر بیشتر داری . اگه الان هم بهش نرسی فردا هم نرسی هر موقع رسیدی با غرور کلید جقتشون رو تو جیبت بزار

رویایی با طعم رنگ واقعیت

ای جان خدا . اصلا امروز داشتم موقع خرید گیج تو فروشگاه اینور اونور میرفتم و تو یه دنیای دیگه بودم

کار تموم شده بودم ۸ شب زدم بیرون فروشگاه . داشتم فکر میکردم ای خدا چی میشه من ماه دیگه همین موقع فروشم راه افتاده باشه بتونم ثبتش کنم و دیگه کارگری نکنم .

الان تو اتوبوس یه لحظه رفتم تو فکرش اصلا پاک سرم بندری رقصید. رفتم تو یه حالی . آخ که چه حالیه .

الان که نگاه میکنم بهش خیلی ظرفیت کارم بهتر شده . از پارسال تا الان خیلی جنبه های کارم بهتر شده و میتونم یه حرکتی برای شروع فروش بزنم . تو این مدت باقی مونده تلاشم رو میکنم بهتر و بهترش کنم تا رویام رنگ واقعی تر بگیره به خودش .

امروز شروع سال سوم کارم بود فاکتورش رو پرداخت کردم امروز . یعنی دو سال کار . تجربه بوده تا ثمر . دیگه بسه .. رویا رو می‌خوام غالب کنم تو اندرونی واقعیت .

دندان تو دهن برای چه کاریه ؟

داشتم میومدم خونه خسته ساعت ۹ شب منتظر اتوبوس . گفتم خدایا خودت صدامو می شنوی . تو دنیایی که این همه آدم به ارزوهاشون میرسن دست منم بگیر منم بکش بالا .

می‌دونی که زحمت میکشم . اگه خطایی یا ضعفی تو کارم هست خودت به من نشونش بده . اگه گرهی هست خودت بازش کن.

اراده من برای کار تو اطرافیان خودم مثال زدنیه . بزار یه مدت طعم لذت رو بکشم . میتونم سلامتی دادی و این نعمته شکرت . اما دندون رو ندادی برای جا گرفتن تو دهن دادی که باهاش غذا بخوری . اگه غذای نباشه که صدتا بیماری دیگه سرش پیدا میشه .

امید به تو ای امید ناامیدان .

سربازم نه یه یار روی نیمکت ذخیره

سلام ای رفیق جان.

می‌خوام ازت تشکر کنم چون کسی ازت تشکر نمیکنه . می‌خوام بگم دمت گرم بابت همه زحمات و تلاشت این مدت دوسال .

تو این دوسال وقتی نگاه می‌کنی میوه نداد باغی که درختاش رو کاشتی . ولی دوسال گذشته رو نگاه میکنم پر از تجربیات و دانش‌. پا تو راهی گذاشتم که رقیب ها خیلی بودن و من مثل پراید سفید صدفی مدل ۸۰ افتادم تو سینه کش اتوبان. پشت سرم هرچی پورشه و لامبورگینی دارن تخته میان .

اطلاعاتی نداشتم .‌دانشی نداشتم ولی پام رو گذاشتم تو راه . سعی کردم تو این دوسال از مدیریت تا تخصص و تشکیل تیم و راهبری همرو یاد بگیرم .

کسی کمکم نمی‌کرد . بعضی آدمیایی که سر رام‌میومدن آدم درستی نبودن میدونستم بهتر انتخاب کنم ولی هیچ سرزشنی نیست بهترین‌ها رو در زمان خودش انتخاب کردم.

از پیام قبلی حدود ۲۰ روزی میگذره . فردای نوشته قبلی اخراج شدم . داستانش رو خودت میتونی . زدم به سیم آخر بخشیش به خاطر اینکه کارگری فایده ای نداشت . من حتی نمی‌تونستم قسطی یه ماشین بخرم و از کار خودم هم عقب می افتادم .

نمی‌دونم چه قسمتی بود برای من ولی باید کار تکمیل نشده رو تکمیل کنم . تمام تلاشم اینه تو مدت کم یه کار رو جمع کنم .

تو این دوران بیشتر به این فکر میکنم که چقدر جذابه آدم بتونه ثمره زحماتش رو بگیره .

اگه جیبش پر باشه و هدفم دست یافتنی . ماشینی که میخواد . خونه ای که دوست داره کلید بندازه بره توش.

این دفعه نمیگم کاش میشد .‌. میگم منتظر باش بهت میرسم با کفش آهنی که پامه.

شش صبح بلند شم پیاده برم تمرین . بار سنگین یه کوله پشتی رو دوشتم از این شهر به اون شهر . نشستن و کار برای ساعت ها . از اینکه یه ماشین بخرم زدن و گذاشتن به کار با دنده اخر . بدون تفریح و سرگرمی. یک کله کار و کار . من سربازم برای موفقیت نه یار رو نیمکت . میرسیم . هر قدم یعنی پیشرفت .