داشتم میومدم خونه خسته ساعت ۹ شب منتظر اتوبوس . گفتم خدایا خودت صدامو می شنوی . تو دنیایی که این همه آدم به ارزوهاشون میرسن دست منم بگیر منم بکش بالا .

می‌دونی که زحمت میکشم . اگه خطایی یا ضعفی تو کارم هست خودت به من نشونش بده . اگه گرهی هست خودت بازش کن.

اراده من برای کار تو اطرافیان خودم مثال زدنیه . بزار یه مدت طعم لذت رو بکشم . میتونم سلامتی دادی و این نعمته شکرت . اما دندون رو ندادی برای جا گرفتن تو دهن دادی که باهاش غذا بخوری . اگه غذای نباشه که صدتا بیماری دیگه سرش پیدا میشه .

امید به تو ای امید ناامیدان .