آچار کشی اعصاب می‌خوام

امروز خیلی دمغم کلی. حوصله هیچی رو ندارم . امروز طبق معمول همیشه خدا داشتم کار میکردم . داشتیم حرف می‌زدیم به این دخترک وکیل مدافع پرمدعا .

احساسی عجیبی میکنم که خیلی چیزا تا الان دهنو گاییده و نیومده.

عجب حال خرابیه مدت ها زحمت بکشی اما نتیجه نبینی این آزار دهنده ترین چیز ممکنه. به من میگه چرا لباس مارک نمیپوشی دریغ از این که من دارم هزینه کار میکنم اگه منم این کارو نمی‌کردم الان حسابی جیبم پر بود . داشتم . اما گاهی فکر میکنم آیا درست بود ؟

این ریسک . آیا واقعا باید میکردم . دلم میگیره واسه روزای که زحمت میکشی و به خودت میگی اگه اصلا بهش برسی بازم بهت مزه میده با این همه ک...ی..ون پاره شدن . آیا بعدش یه چیزی هست که بهت مزه بده حال بده خستگی و خورد شدن کمرت رو یه دوایی باشه . با هزار سختی با هزار بدبختی خودم رو تک و تک میکشم بالا . دختره میگه ارث بگیر . با ارث و میراث خانوادگی بیزینس کن .

این مسیر سخت پوست مو کند .

حالم میزون نیست یه اچارکشی اعصاب و روان لطفا.

منو میخوای شکست بدی .. برمیگردم برای انتقام .

دست من از دست تو دوره

دلم انگار تو تنوره

تو چشمام حسرت و ماتم

تو نگاه یه عالمه غمه

تو دلم غصه لبالب داره میسوزه از این تب

همه غصه ها رو تو دلم قطار کردی

دقیقا بعد از دو سال و نیم امروز به مشکلی خوردم که یه بن بسته.

میگه بخاطر مشکلات و سرپیچی از برخی قوانین شما بسته میشید.

داشتم می‌دیدم بازیکن همنشین منزل امروز داره کارتون بچه ها رو نگاه می‌کنه با چندسال هزینه دولت باز ریده . من هر روزش کار کردم هر روزش و هر ساعتش حرکت و دغدغه و رنج و تنهایی .

اما زمین نصیبم شد . پیش خودم میگم من چرا دارم عقبکی میرم اینا جلو میرن . چرا هرچی جلوتر میریم بیشتر جا می‌مونیم . چرا فرمول دنیا اینطوریه بعضی ها واسه نکاشته هاشون فصل برداشت دارن ما واسه بذری که پاشیدیم شخمی که زدیم آبی که دادیم پایی که وایستادیم فصل خزانیم . تو بازی که شروع نشده بازنده میشیم . خیلی نامردیه.

هیچ وزنه ای سنگین تر از بلند کردن خودت تو روز های ناامیدی نیست

اما یه چیز رو بهت قول شرف میدم منو بزن زمین صدهزار بار اگه یه روز و یک ساعت به من مونده باشه بلند میشم خا.ریش رو میندازم.

من آدمی نیستم که اگه قرار باشه ببازم خودم رو حذف کنم . امروز یه ساعت ناراحت بودم اما الان دارم میگم برمیگردم با همین یا یکی دیگه یا ده تای دیگه . شانس یعنی ادامه بازی

چی شد بخت شدیم چی بسرمون اومد ؟ پسر هنوز بازی تموم شده .

رگباری مشکلات داره میاد

امروز تعطیل بود . از صبح پشت کار بودم تا شب . الان هم که دیگه دم دمای صبحه باید کار بچه ها رو بفرستم برای فردا.

امروز هرکسی بیرونی می‌رفت پارکی می‌رفت خوشی میکرد .‌من سعی کردم کارها رو بندازم رو غلطک . گاهی مغز لعنتی من یادش می‌ره چه قدر سعی و تلاش و سختی رو به جون خریده .

مثلا یکیش امروز تو حساب تبلیغاتی پولی ریختم که طبق وعده خودم ماه جدید رو استارت بزنم . سوای اون یکماه آموزش دیده بودم به محظی که ریختم یک ساعت بعدش نشده حسابم غیرفعال شد .

من که مات و مبهوت که آقاجان من برای شما همین چند وقت پیش با سختی و مشقت مدارک فرستادم و چند مرحله تاییدیه رو گرفتم دوباره چیه .

هیچی مدارک رو دوباره بفرست حالا یک روز تا ده روز انتظار.

Your verification task is under review

رو هواییم میخواستم تست کنم آیا جواب میگیرم یا نه که چند روز دیگه خواستم برم برای اقامه جدید بتونم حرفی بزنم که این اصلا اجازه نداد .

این چند وقت سعی میکنم سرعت بدم. گاهی فکر میکنم مشکل اینه کار سرعت نداره. ولی بعضی از این گیر و گورا رو‌که میبینم میگم کار با سرعت هم حل نمیشه .یه مشکل بزرگ سطح وسیع همه چیزه . من هر زمینه ای که انجام میدم جدیده و وسیع. همه اش نیاز به تجربه داره و این چند ساله پیچیده شده .

این پیچیدگی گاهی خیلی سخته و رنج آور .

الان صبح شده اومدم چک کردم میگه مدارک شما مورد تایید نیست .

هلاکم دراومد

واقعا امروز از ته وجودم زمین گیر شدم . دیگه واقعا خستم دوسال و نیم دارم کار میکنم گوز هم در نیاوردم . خسته ام . بریدم بدجور .

تو هرچیزی سر این بیزینس لامصب به مشکل میخورم. ده بار درخواست گوهگ ل زدم رد شده . تو هرچیزی دهنم سرویس میشه . هزار بار به مشکل خوردم .

طرف یه هفته یه چیزی رو بالا میاره فروشش شروع میشه . پدر من سگ شد مات حتم جر خورد . مردم خوابن زندگیشون داره میگذره لذت میبرن من هر روز می‌جنگم باز هیچ تکونی نمیخوره .

پول خرجش میکنم زحمت میکشم رنج میکشم نمیره جلو لامصب . هلاکم دراومد به خدا . خدا هم براش مهم نیست . خسته ام بدجور

الان دور وبرم پر بچه نوجوانه تو عالم خودشون من زحمت میکشم و باز نمی‌رسم .