آچار کشی اعصاب میخوام
امروز خیلی دمغم کلی. حوصله هیچی رو ندارم . امروز طبق معمول همیشه خدا داشتم کار میکردم . داشتیم حرف میزدیم به این دخترک وکیل مدافع پرمدعا .
احساسی عجیبی میکنم که خیلی چیزا تا الان دهنو گاییده و نیومده.
عجب حال خرابیه مدت ها زحمت بکشی اما نتیجه نبینی این آزار دهنده ترین چیز ممکنه. به من میگه چرا لباس مارک نمیپوشی دریغ از این که من دارم هزینه کار میکنم اگه منم این کارو نمیکردم الان حسابی جیبم پر بود . داشتم . اما گاهی فکر میکنم آیا درست بود ؟
این ریسک . آیا واقعا باید میکردم . دلم میگیره واسه روزای که زحمت میکشی و به خودت میگی اگه اصلا بهش برسی بازم بهت مزه میده با این همه ک...ی..ون پاره شدن . آیا بعدش یه چیزی هست که بهت مزه بده حال بده خستگی و خورد شدن کمرت رو یه دوایی باشه . با هزار سختی با هزار بدبختی خودم رو تک و تک میکشم بالا . دختره میگه ارث بگیر . با ارث و میراث خانوادگی بیزینس کن .
این مسیر سخت پوست مو کند .
حالم میزون نیست یه اچارکشی اعصاب و روان لطفا.