خدایا به امید تو شروع نو
فردا یه روز مهم و سرنوشت سازه برای من . یاد جمله نیل ارمسترانگ افتادم وقتی پاش رو اومد بزاره روی ماه گفت این یه قدم کوچک از یه انسان و یک قدم بزرگ از بشریته. با حجم زیادی از ایمیل های که فرستادم دو تا جواب گرفتم .
یکی رو به مرحله گفتگوی حضوری رسوندم .
فراموش نمیکنم من کلا سه ماهه با این سیستم ثبت نام کردم و وارد شدم .
الان در منسب مدیری و استادی میخوام برم کار کسانی رو بگیرم که بیش از ۶-۷ ساله دارن با این سیستم کار میکنند و به اون ها درس بدن و مشکلاتشان رو حل کنم .
پس حتی در این مصاحبه هم کم آوردی اصلا جای اشکال نیست .
فردا روز مهمیه . اگه بتونم کار رو بگیرم استارت رو زدم اگه نگیرم امیدمو از دست نمیدم .
خوب یادمه این روزا دقیقا حال و هوای سه سال و خورده ای پیش اوایل معراج رو دارم . دقیقا همون حال و احوال . پیش خودم میگفتم قراره چکاره بشم راننده تاکسی اینترنتی . پیک غذا . نظافتچی.
که کار تو شرکت پیش نهاد شد اوایل گفتم نمیشه شانسی ندارم. رفتم تو از سختی شوک شدم و گرخیدم. اخراج شدم یکی دو جا . بعد که خسته بودم و ترس از اینکه اگه این شرکت ها ته بکشن رسیدم به آخری که یه سمت مدیریتی گرفتم .
شجاع باش امید به خودت و خدای خودت . هرچه بادا باد . امید به آینده و مدد از خود خدا